آسمان بیدار کرد از خواب خوش خورشید را

عشق زد بر گردنش یک رشته مروارید را

 

 

عطر نرگس ها وزید و باز باران خنده کرد

مست کرد از گوشه ی هر نغمه اش ناهید را

 

 

باد بر گیسوی باغ انتظارش شانه زد

تا به رقص انداخت موجش شاخه های بید را

 

 

ماه پشت پرده بالا زد حجاب ابر را

تا زمین بهتر ببیند آنچه می تابید را

 

 

چند قرن است این غزل ها از بیانت عاجزند

واژه ها وا کرده اند اینجا لب تمجید را

 

 

ای یقین محض هرکه پشت در جامانده است

می رسد روزی که می کوبد در امید را

 

 

آه! وقتی لحظه ی تحویل دل ها باشی و...

با اذان خود گواراتر کنی این عید را

 

 

من کلاس اول شعرم  اجازه یک سوال

می زنی بر دفترم با مهر خود تایید را؟

 

 

 

زهرا محمودی "نیمه شعبان 91" 



تاريخ : سه شنبه بیستم خرداد 1393 | 2:38 بعد از ظهر | نویسنده : زهرامحمودی |

نشست بررسی جریان شعر انقلاب

با نگاهی به آثار دکتر قیصر امین پور

با حضور استاد اسماعیل امینی شاعر ومنتقدادبی به همراه شعر خوانی شاعران جوان حوزه

هنری استان البرز

دوشنبه /25/فروردین /1393تالار شهیدان نژاد فلاح سا لن ابن سینا ساعت 16

 

منتظر نگاهتان هستیم...

 

 

 

آواز عاشقانه‌ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی‌کند
تنها بهانه‌ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره‌خورده در دلم
آن گریه‌های عقده‌گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره‌ها در گلو شکست

"
بادا" مباد گشت و "مبادا" به باد رفت
"
آیا" ز یاد رفت و "چرا" در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست

زندگینامه-ی-قیصر-امین-پور


برچسب‌ها: خبر فرهنگی

تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 6:58 قبل از ظهر | نویسنده : زهرامحمودی |


ماندم سر قرارو دلم بی قرار بود

چشمم به رفت و آمد گیج قطاربود


این ایستگاه پیر به پایم نشسته چون؛

فهمیده بود مقصد ما انتظار بود


بر قبرهای بی کسی خود گریستم

آن روز اولی که دلم تازه کار بود


کم کم به باورم گرهی کور میزدند

دیگر پناه گاه من آغوش دار بود


حتی سکوت آینه قدمرا شکست

این بی هویتی که اسیر غبار بود


کم سو شد آسمان ستاره هبوط کرد

وقتی که درد قصه ی دنباله دار بود


در خاطرات عشق مرا بیش تر بخوان

این زن شهید زنده ی این روزگار بود...



زهرا محمودی

زمستان 91



برچسب‌ها: غزل

تاريخ : دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 | 10:1 قبل از ظهر | نویسنده : زهرامحمودی |
 "حلقه اتفاق" فعالیت دوباره اش را شروع کرد...به بهانه شروعی دوباره بفرمایید غزل...

"حلقه اتفاق "هفته ای یکبار به روزه ومنتظر نگاهتون     

 

 

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

 

تا خلوت چشمانت يك عمر اگر راهست

تو مقصدمن باشي اين فاصله كوتاهست

 

 

دردي كه سكوتش را صد مرتبه هجي كرد

با بغض نگفتن ها مدفون شده در چاهست

 

 

 

دل سربه هوايي شد دنبال خيالاتش

از هيچ كسي نشنيد اين جاده به بيراهه ست

 

 

از ترس بلندي ها هرگز نپريدم حيف!

دلخوش كه دراين بركه تصويركي از ماهست

 

 

 

 

در بزم مترسكها هي ريزه خوري كردم

وحشت زده تسليم قلبي كه پراز كاهست

 

 

پايان زمان نزديك اين چرك نويسي كه

پشت خط قرمزها سر مشق غم وآهست

 

 

 

دل راهي درياشد با قايق روياييش

افسوس نفهميدم برشانه ي تمساح است...

 

 

 زهرامحمودی

                                 



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 | 1:16 بعد از ظهر | نویسنده : زهرامحمودی |
  • شکوفه بهاری
  • خشم